ده نکته مهم در بازاریابی محتوا

یکی از بهترین روش های نیل به موفقیت، مشاهده رفتار انسان های موفق و تقلید از آنهاست. بر همین اساس من نظرات برخی از کارشناسان در خصوص بازاریابی محتوا را گرداوری کرده و در ده نکته به شما تقدیم می کنم.
همانطور که احتمالاً می دانید، هدف از بازاریابی محتوا (content marketing) ایجاد یک رابطه با مشتری های بالقوه و کسب اعتبار بین آنهاست. در این حالت هدف از تولید و طراحی «محتوا» فروش کالا یا سرویس به مشتری نیست بلکه هدف اصلی اعتمادسازی و جلب علاقه و نگاه کاربر است.

مشتری ها از کسانی خرید می کنند که آنها را بشناسند، دوست داشته باشند و به آنها اعتماد بورزند. دیدگاه من این است که خودمانی شدن با کسی و به عبارت دیگر نزدیکی و صمیمیت، منجر به اعتمادسازی می شود. بازاریابی محتوا مطمئناً پدیده جدیدی نیست ولی به نظر می رسد در چند سال اخیر به شدت مورد توجه بازاریاب های اینترنتی قرار گرفته است. صاحبان کسب و کارهای کوچک در نقاط مختلف جهان، با فرا گرفتن تکنیک های مختلف بازاریابی محتوا می کوشند در فضای پررقابت کنونی، یک سر و گردن بلندتر از رقبا باشند. یکی از بهترین روش های نایل شدن به موفقیت، مشاهده رفتار و عملکرد انسان های موفق و تقلید از آنهاست. بر همین اساس من نظرات برخی از کارشناسان در خصوص بازاریابی محتوا را گرداوری و تنقیح کرده ام و با افزودن نکاتی به آنها، در 10 بند به شما تقدیم می کنم:

1. در زمین دیگران خانه نسازید!

محتواهای درجه یک خود را در مکان هایی که متعلق به شما نیست خرج نکنید.
از همان لحظه ای که شما بازاریابی محتوا را به تریبونی برای تبلیغ خود و کالای خود تبدیل کنید، در واقع مشتری ها آرام آرام اعتمادشان را به شما از دست می دهند و به همین منوال شما با کاهش بازدیدکننده و مشتری روبرو می شوید.
به عبارت دیگر مطالب تان را فقط در سایت هایی که به خودتان تعلق دارد، منتشر کنید. واضح است که شبکه های اجتماعی، مکانی بسیار عالی برای انتشار مطالب به شمار می رود (من در این موضوع شکی ندارم) ولی نکته اینجاست که شما باید در نهایت همه نگاه ها را به سمت سایت خود بکشانید. رسانه های اجتماعی بیشتر برای سرگرم شدن و گپ زنی مناسب است (و البته، بازاریابی) ولی این سایت شماست که باید بازیگر اصلی صحنه باشد و کاربر را به مشتری تبدیل نماید. شما باید در وب سایت خود به سوالات مشتریان بالقوه پاسخ بدهید و حسی از خیرخواهی را به آنها عرضه کنید تا آنها نیز متقابلاً به برند شما متمایل و وفادار شوند. تکرار می کنم: شبکه های اجتماعی محشرند. از این پلتفرم ها بی محابا استفاده کنید ولی دقت داشته باشید که این شبکه ها هدف نیستند، وسیله اند. Sonia Simone در copyblogger.com می گوید: پیش از آن که محتوایی تولید کنید، به این بیاندیشید که این محتوا قرار است کجا زندگی کند و چگونه به دست مخاطبان برسد. شما برای خلق محتواهای شگفت انگیز به انرژی، اندیشه و زمان نیاز دارید، بنابراین باید تقریباً تمام محتواهای ساخته شده را بر سایتی که خودتان کنترلش را در دست دارید، مستقر کنید؛ سایتی که با آن همه کار می توانید انجام دهید. مفهوم دیگر این سخن آن است که شما نباید حجم عظیمی از محتواهای جذاب خود را برای فیس بوک، توییتر یا گوگل پلاس خلق کنید. اگر سایت شما به صورت www.YourWebsiteName.com نباشد، شما در واقع سایت ندارید. اگر هم شما سایت داشته باشید ولی در آن نتوانید مقالات، پیام ها، آگهی ها، تصاویر و دیگر محتواهای دلخواه خود را منتشر کنید، باز هم گویی در واقع سایت ندارید.

2. به مشتریان کمک کنید

هدف از بازاریابی محتوا این است که به مشتریان بالقوه اجازه دهید یک رابطه تعاملی مبتنی بر اعتماد با شما برقرار سازند. یکی از بهترین روش های اعتمادسازی، پاسخ دادن به سوالات مخاطبان و ارائه اطلاعات مورد نیاز آنها به صورت روشن، صادقانه و خیرخواهانه است. اگر کالا یا سرویس شما بخشی از این ماجراست، می توانید به آن اشاره کنید؛ البته افراط نورزید چرا که اگر محتوای شما شبیه یک آگهی تبلیغاتی شوید، در واقع کاری که انجام می دهید دیگر بازاریابی محتوا نیست بلکه فروش و تبلیغ است. اعتماد از طریق فروش به دست نمی آید. اعتماد از طریق ارائه کمک های نوع دوستانه به کسانی که در پی کمک گرفتن هستند، به وجود می آید. برخی در اینترنت به دنبال کسب اطلاع در مورد موضوعی خاص هستند و برخی به دنبال سرگرم شدن هستند. مخاطبان شما هم همین گونه اند. آنها به چه چیزی علاقه دارند؟ چه چیزی برای آنها مهم است؟ Kaitlin Walsh در bluechipcommunication.com.au می گوید: هدف بازاریابی محتوا فقط به رساندن پیام به مخاطب منحصر نیست بلکه در واقع این تاکتیک به معنای کمک به مخاطبان برای یافتن آن چیزی است که در پی آن هستند. ببینید مشتری های بالقوه شما چه می خواهند و چه می گویند. نیازهای آنها را برطرف نمایید. این امر تاثیر مستقیمی بر کسب و کار شما از خود بر جای می گذارد: کاربران به آنچه که به دنبالش هستند می رسند و از آن سو شما به خوبی در ذهن آنها جای می گیرید. ضمناً از قدرت ارتباط رو در رو و یا کادر «از ما بپرسید» در وب سایت خود غافل نشوید.

3. طبق علاقه و سلیقه مردم مطلب بنویسید نه بر اساس دلخواه خودتان

اگر شما می خواهید در بازاریابی محتوایی که برای خود طرح ریزی کرده اید موفق باشید، یک اصل مهم را از همان ابتدای کار سرلوحه فعالیت های خود قرار دهید: بازاریابی محتوا درباره شما نیست؛ بازاریابی محتوا درباره شرکت شما نیست؛ بازاریابی محتوا درباره محصولاتی که شما تولید می کنید نیست؛ بازاریابی محتوا درباره سرویس هایی که شما ارائه می کنید نیست؛ بازاریابی محتوا قرار نیست عظمت و کیفیت بالای تولیدات شما را به رخ بکشاند؛ بازاریابی محتوا برای توصیف مهارت های مدیریتی شما ساخته نشده است. خلاصه این که بازاریابی محتوا هرگز به «شما» نمی پردازد. از همان لحظه ای که شما بازاریابی محتوا را به تریبونی برای تبلیغ خود و کالای خود تبدیل کنید، در واقع مشتری ها آرام آرام اعتمادشان را به شما از دست می دهند و به همین منوال شما با کاهش بازدیدکننده و مشتری روبرو می شوید. پس از من تکرار کنید: در بازاریابی محتوا، محور «مخاطب» است نه شما. ضمناً دقت داشته باشید که بازاریابی محتوا، بازاریابی محتوا است و نه فروش یا تبلیغات! معرفی و تبلیغ کالا، کار خوبی است و بخشی از تجارت به شمار می رود ولی به هر حال جای آن در «بازاریابی محتوا» نیست. Blaise Lucey در constantcontact.com می گوید: مطالب تولیدی شما همیشه باید حول و حوش مخاطب چرخ بزند. همواره به یاد داشته باشید که بازاریابی محتوا باید ارزشی برای کاربران خلق کند. شاید شما دوست داشته باشید درباره تصادفی که دیشب در بزرگراه شاهد بوده اید، داستان سرایی کنید و یا شاید هم مایل باشید در مورد مراسم ازدواج همکارتان و غذاهایی که آنجا سرو شده، مطلبی نگارش کنید ولی اینها، چیزی نیست که مردم به دنبال خواندن آنها باشند. کاربران مایلند مطالبی را بخوانند که به دردشان بخورد. بنابراین از خودتان بپرسید که دغدغه، سلیقه و خواست مخاطبان چیست؟ پاسخ را که یافتید، این می شود نقشه راه شما.

4. دیگران را به منابع سرشناس صنعت خود ارجاع دهید

ممکن است شما در صنعت خود، یک رهبر بلامنازع و یا مدیر شرکتی قدر قدرت باشید که همه رقایبش را به حاشیه رانده است. اگر هم چنین باشد، این بدان معنا نیست که فقط شما می توانید به مخاطبان خود چیز ارزشمندی ارائه کنید. در واقع، اگر شما توان، تجربه و دانش خود را با دیگر بازیگران صنعت خود ترکیب کنید، می توانید بسیار بیشتر و بهتر نظر کاربران را به خود جلب نمایید. من نمی گویم که شما باید رقابت مستقیم را کنار بگذارید (هر چند این مقوله به جای خود بسیار مناسب است) ولی امروزه مردم ممکن است بسیار بهتر و سریعتر از آنچه که شما فکر می کنید، از رویدادها مطلع شوند و اطلاعات مورد نیاز خود را به دست آورند. آنها می دانند که شما – هر چند مدیری بلامنازع هستید ولی با این حال - تنها متخصص و کارشناس مقوله کاری خود نیستید.

بنابراین اگر تظاهر به کارشناس بودن بکنید، اعتماد آنها به شما کمتر می شود. ارجاع دادن کاربران به دیگر کارشناسان و همکاران خبره، نشان می دهد که شما از سعه صدر برخوردارید، خودخواه نیستید و نظرات دیگران را نیز قبول دارید.
کارشناسان و همکارانی که شما دیگران را به آنها ارجاع می دهید، از این که شما آنها را یاد کرده اید، خوشحال و هیجان زده می شوند و این کار را لطفی در حق خود تلقی می کنند. این همان بازاریابی ویروسی است... که در آن همه برنده اند! Marc Purtell در searchenginejournal.com می گوید: هنگامی شما در کمپین بازاریابی محتوا خود به موضوع خاصی اشاره می کنید، خوب است که کاربران را به کارشناسان و یا شرکت هایی که برای آنها شناخته شده هستند، ارجاع دهید تا برخی از مطالب و آموزه ها را از آنها فرا بگیرند. از آن سو، مردم از این که ببینند نام آنها منتشر شده، خرسند می گردند و مایل می شوند که همین محتوا را در سایت خودشان نیز به رایگان منتشر نمایند. همین امر به طور غیرمستقیم تبلیغی برای برند شما فراهم می آورد.

5. برای همه خوانندگان محتوا تهیه کنید

دایره کاربران و مخاطبان خود را توسعه دهید. اصولاً علاقه مندی مردم فقط و فقط به یک چیز خلاصه نمی شود. به عنوان مثال حسابداران فقط به موضوعات مربوط به حسابداری علاقه مند نیستند، بلکه چیزها و موضوعات دیگری نیز برای آنها جذاب است. فرض کنیم شما دلال و مشاور خرید و فروش املاک هستید. هنگامی که مردم برای خرید خانه به شما مراجعه می کنند، به جز خود خانه چه فاکتورهای دیگری را نیز در نظر می گیرند؟ کسانی که خانه می خرند، احتمالاً حیوان خانگی هم دارند. خب، حال این سوال پیش می آید: در این اطراف، بهترین پارکی که برای حیوانات هم لذتبخش باشد، کجا قرار دارد؟ کسانی که خانه می خرند، احتمالاً فرزند یا فرزندانی هم دارند. حال باید به این سوالات هم پاسخ داد: در این منطقه، بهترین مدرسه کدام است؟ نام بهترین رستوران این منطقه چیست و کجا واقع شده است؟ بهترین شرکت ارائه دهنده خدمات نظافت منازل کدام است؟ اینجا دکتر خوب برای کودکان پیدا می شود؟ همسایه ها چطور آدم هایی هستند؟ و خیلی سوالات دیگر. حال اجازه بدهید نیم نگاهی به بند 4 داشته باشیم. اگر کسی از پیمانکارها، دکترها، رستوران دارها و دیگر کسانی که در منطقه شما کسب و کار دارند، یک خریدار خانه را به نزد شما بفرستند، بسیار خوشحال خواهید شد، درست است؟ از آن طرف، اگر شما یک مشتری را که تازه اینجا خانه خریده به این کارشناسان ارجاع دهید، آنها نیز بسیار خرسند و متشکر خواهند بود. غیر از این است؟ آنجا که در بالا ذکر شد، یک مثال ساده است. شما باید ببینید که مشتریان هدف تان به چه چیزهایی علاقه دارند؟ Jessica Davis در socialmediatoday.com می گوید: بر طبق قانون اصلی بازاریابی محتوا، شما برای جذب مشتری های بالقوه باید برای خوانندگان ایده آل و ممتاز خود محتوا تولید کنید؛ اما آیا این اصل امروزه درست است؟ بسیاری از شرکت ها همین شیوه را دنبال می کنند و به همین دلیل حتی اگر محتواهایی عالی و حرفه ای تولید کنند، باز هم چندان مورد استقبال دیگران قرار نمی گیرد. زیرا اگر شما فقط به گروه خاصی از مخاطبان خود توجه داشته باشید و آنها را با پست های پی در پی تغذیه کنید، در واقع چیز قابل توجهی برای گروه های دیگری از مخاطبان احتمالی خود عرضه نکرده اید. من پیشنهاد می کنم شما به جای این که برای گروهی بزرگ تر از کاربران ایده آل خود تولید محتوا کنید، دیگر طیف ها را نیز مد نظر قرار دهید. این امر ترافیک بیشتری را روانه سایت شما می کند.

6. از لینک گرفتن غافل نشوید

بازاریابی محتوا امروزه یکی از موثرترین شیوه ها در امر سئو و بهینه سازی سایت ها محسوب می شود. البته این بدان معنا نیست که شیوه بک لینک (back link) دیگر برای سئو اهمیت ندارد. سخن من، تغییر در طرز تفکر است. لینک هایی که در سایت شما کلیک خوری خوبی دارند یکی از بهترین گزینه ها برای تقویت سئوی سایت محسوب می شوند. لینک گرفتن از یک سایت معتبر، ارزشمند است زیرا از مجموع کاربرانی که بر آن کلیک می کنند، برخی کنجکاوی کرده و در سایت شما چرخی می زنند و بعضاً آرام آرام نطفه یک تعامل درازمدت منعقد می شود. این موضوع برای سایت اصلی نیز یک مزیت به شمار می رود؛ و این می شود یک بازی دو سر برد. ضمناً فراموش نکنید که موتورهای جستجوی اینترنتی نیز به این پدیده علاقه مندند. Kieran Flanagan در seomoz.org می گوید: بازاریابی محتوا چیزی کاملاً فراتر از گرفتن لینک است، ولی این تکنیک می تواند کمپین بازاریابی شما را تقویت کند. همین امر می تواند یک کاربر را به بازدید از سایت شما متمایل کرده و در نهایت به خرید از شما ترغیب نماید.

7. محتواهای خود را به دیگران معرفی کنید

تا به حال من بیشتر در مورد ایجاد محتوا سخن گفتم ولی پازل بازاریابی محتوا یک بخش مهم دیگر هم دارد: ترویج و تبلیغ محتوا. یکی از بزرگترین مشکلاتی که مدیران کسب و کارهای کوچک با آن مواجه هستند، این است که آنها نحوه انتشار صحیح محتواهای خود را نمی دانند. از سوی دیگر به نظر می رسد این مدیران برای تعریف، تبلیغ و ترویج محصولات خود در محتواهایی که خلق می کنند، اصلاً تلاش نمی کنند. حتی هنگامی که محتواهای خود را با ظرافت و وسواس تهیه کردند، گویی از این که به دیگران در این خصوص اطلاع رسانی کنند و کاربران را از انتشار پست جدید خود باخبر سازند، واهمه دارند. باور کنید این موضوع کاملاً تکان دهنده است. من حدس می زنم که در بهترین حالت، آنها شکسته نفسی می کنند و یا از اعتماد به نفس پایین رنج می برند. شاید هم گمان می کنند که قلم آنها چندان خوب نیست و چه بسا محتوایی که تولید کرده اند، فاقد جذابیت های کافی است. اگر شما نیز همین مشکل را دارید، اجازه بدهید کمکتان کنم. به طور کلی اگر محتواهای شما، به دیگران سودی برساند، آنها به اشتباه های احتمالی نگارشی و ادبیاتی با دیده اغماض می نگرند. اگر شما به کاربران آن اطلاعاتی را بدهید که خواستار آن هستند (مثلاً سوالات شان را پاسخ بگویید) آنها با کمال گشاده رویی اشتباه های کوچک متنی شما را می بخشند. از سوی دیگر شما هر چه بیشتر در این وادی کار کنید، خروجی تان بهتر و حرفه ای تر خواهد شد. هیچ کس همان اول کار، یک نویسنده چیره دست، یک وبلاگ نویس حرفه ای و یا یک بازاریاب خارق العاده نبوده است. آنچه که هست این است که با تکرار و تمرین می توان مهارت ها را بهبود بخشید و تقویت نمود. من قول می دهم که شما پس از چندی ممارست بتوانید مطالب بهتری را در زمان کوتاه تری تولید نمایید. ضمناً این توصیه را هم به یاد داشته باشید: سعی نکنید کار خود را کاملاً بی عیب و نقص تحویل دهید. به عبارت دیگر، کامل گرایی افراطی را کنار بگذارید. آنچه که باید انجام دهید این است که به خوانندگان خود کمک کنید، اطلاعات مفیدی در اختیار آنها قرار دهید و یا سرگرم شان سازید. اگر این رویه را چندی ادامه دهید، سر و کله موفقیت ظاهر می شود ولی نکته اینجاست که شما باید محتواهای خود را منتشر و به عبارتی تبلیغ کنید. اگر این کار را انجام ندهید، همین محتواهای خوب هم پس از چندی خوانندگان خود را از دست می دهد. در این صورت چه فایده ای بر این نوشته ها مترتب است؟! اینجا همان صحنه هنرنمایی شبکه های اجتماعی است چرا که یکی از بهترین روش های معرفی محتواها، استفاده از کانال های اجتماعی است. اگر مردم در شبکه های اجتماعی شما را دوست بدارند، مایل خواهند بود که بیشتر در مورد شما بدانند. شما برای نیل به این هدف، راهی پیش پای آنها قرار دهید. Neil Patel در quicksprout.com می گوید: آیا می دانید چرا بازاریابی محتوای شما در حال شکست خوردن است؟ دلیل این امر آن نیست که شما نمی توانید محتواهای خوب بنویسید... بلکه به این دلیل است که شما نمی دانید چطور باید این مطالب را به دیگران معرفی کنید. شما می توانید شیوه های نوشتن متن های جذاب و سودمند را یاد بگیرید ولی اگر کسی این مطالب را نخواند و به آنها لینک ندهد، تقریباً نتیجه ای به بار نخواهد نشست.

8. ارتباط سازی مهم است

اگر مردم ببینند که شما در جامعه آنلاین مربوطه فعال هستید، معمولاً به طور خودکار خود آنها نیز چنین روشی را با شما در پیش می گیرند. منظور از فعال بودن در تیم، صرفاً به اشتراک گذاری یا لایک کردن این مطلب و آن مطلب نیست بلکه ارائه مطالب، محتواها و نقطه نظرات ارزشمند و کمک رسانی به دیگر اعضا مد نظر است. شما باید واقعاً فعالیت مثمرثمر داشته باشید. پس از چندی که وزنه شما در این جامعه مجازی بالا رفت، شما می توانید بر کل شبکه مزبور تاثیرگذار باشید. البته این بدان معنا نیست که شما حتماً باید در تمام طول روز در سایت های اجتماعی پرسه بزنید و گوش به زنگ مطالب و یا درخواست های جدید باشید؛ بلکه هدف، فعالیت هدفمند و تعامل پیوسته با اعضا است. اگر کاربران فعالیت های بی دریغ شما را ببینند و دریابند که شما مطالب مفید آنها را به اشتراک می گذارید، آنها نیز متقابلاً نوشته های شما را لایک می کنند و به دیگران معرفی می نمایند. Mike Arnesen در mikearnesen.com می گوید: من این سرود (مانترا) را زیاد شنیده ام ولی فقط هنگامی که پا به میدان گذاشتم، به اهمیت روابط اجتماعی پی بردم. من با کاربرانی که پی در پی مطلب تولید می کردند و یا مطالب دیگران را به اشتراک می گذاشتند، بهترین روابط را پی ریزی کردم. آنها در سایت های خود به کامنت های من جواب می دادند، یا پیام های مرا ری.توییت می کردند. من با این همکاران دیجیتالی از طریق ایمیل نیز به شدت تعامل داشتم. اکنون ما به گونه ای، مکمل یکدیگر شده ایم و از این که با هم کار می کنیم، خرسندیم و به آینده ای روشن چشم داریم.

9. همانند یک ناشر فکر کنید

شما به هر کسب و کاری که مشغول باشید، سایت و وبلاگ شما چهره آن محسوب می شود. باید این چهره را زیبا کنید. به کتابفروشی محله تان بروید و چند مجله که توجه شما را به خود جلب کرده، بخرید و مطالعه کنید. طرح و فرمت آنها را به دقت بررسی کنید. ببینید در این مجلات بر چه چیزهایی تاکید شده و این کار چگونه صورت گرفته است. سایت شما هم در واقع یک «مجله آنلاین» است که مفاد آن را پست ها و نوشته های شما تشکیل می دهد. اگر بتوانید این محتویات را با چاشنی سرگرمی و تفریح همراه کنید، چه بهتر. Mark Acsay III در webbythoughts.com می گوید: شما یک ناشر هستید نه یک تبلیغات چی، بنابراین بر برند خود بیش از حد تاکید نورزید. هدف از بازاریابی محتوا این است که بازدیدکنندگان سایت خود را به تعامل وادارید. در این شیوه، برند شما به مرور زمان جایگاه شایسته خود را پیدا می کند. همیشه محتواهای خود را با ارزش و فایده ای همراه کنید. اگر بخواهیم دقیق باشیم باید بگوییم محتوا پادشاه وب نیست، بلکه این ارزش است که پادشاهی می کند. این که یک محتوا جذاب و خواندنی باشد و از اشتباه های نوشتاری هم برکنار، کافی نیست. آنچه که مهم است این است که محتوا بتواند دغدغه های مخاطبان را پوشش دهد.

10. از دیگر سایت ها الهام بگیرید

من این نکته را در آخرین بخش این مقاله مطرح می کنم زیرا به نظر می رسد این موضوع یکی از مهمترین چالش های کسب ها و کارهای کوچک است و من امیدوارم با ذکر آن در انتهای مطلب، موضوع بیشتر در ذهن شما جای بگیرد. بررسی ها نشان می دهد که مدیران کسب و کارهای کوچک معمولاً می پندارندکه چیزی برای گفتن، موضوعی برای نوشتن و ایده ای برای مطرح کردن ندارند. برای حل این مشکل، به ترفندهای مناسبی در بند دوم و نهم اشاره کردم. با این حال یکی از بهترین روش الهام گرفتن، این است که ببینید رقبای شما و همکاران شما در صنعتی که فعالیت می کنید، درباره چه موضوعاتی مطلب می نویسند. وبلاگ های خوب و پرخواننده ای را که با کار و صنعت شما قرابت دارد بخوانید. سپس بکوشید با قلم خودتان و بر اساس ایده ها و اطلاعاتی که دارید، در مورد همان موضوعات، مقالاتی بهتر و حرفه ای تر نگارش کنید. من نمی گویم شما همه چیز را از آنها کپی کنید، بلکه منظورم این است که از کارها و تولیدات آنها الهام بگیرید. البته این پدیده، امر کاملاً رایج است. هر کسی از آنچه که می بیند (و می خواند)، می تواند الهام و خط بگیرد. به نظر می رسد بخشی از عملکرد جهان بر همین مبنا استوار است. همین مقاله ای که اکنون مشغول خواندن آن هستید، نمونه ای عالی از این مورد است: من با مشاهده سخنان کارشناسان در سایت های مختلف و گلچین کردن آنها، و نیز افزودن مطالبی از نزد خودم، سعی کردم مطلب خوبی درباره بازاریابی محتوا به شما ارائه کنم. Joseph Putnam در kissmetrics.com می گوید: گاهی اوقات دانستن آنچه که مردم به خواندش علاقه دارند، دشوار است. یک راه برای حل این مشکل این است که به سایت های پربیننده صنعت خود مراجعه کنید. این سایت ها را بررسی کنید و ببینید کدام پست ها بیشتر توییت شده، لایک گرفته و به اشتراک گذاشته شده است. در بازاریابی اینترنتی، سیگنال های اجتماعی می تواند نقش مهمی را عهده دار شود. اگر شما یک پست در مورد فیس بوک و یا توییتر بنویسید، به اشتراک گذاشته شدن آن تقریباً تضمینی است! با انجام برخی تحقیقاتی، ببینید همکاران شما و کاربران این صنعت، چه نوع مطلب و محتوایی را می پسندند. مشابه همان ها را نگارش کنید. نتیجه گیری عصر حاضر زمان بسیاری مناسبی برای راه اندازی کسب و کارهای کوچک است. اینترنت و بازاریابی محتوا این امکان را در اختیار ما گذاشته که به جای این که فقط نظاره گر فعالیت کمپانی های بزرگ باشیم و به نوعی دنباله کننده رسانه ها، خود به رسانه تبدیل شویم. شما اکنون ناشر مجله ای هستید که به اخبار صنعت تان می پردازد. برند شما می تواند در اینترنت با شدت یا ضعف خود را مطرح کند؛ این امر به خود شما بستگی دارد. کسب و کارهای اینترنتی می توانند رشد کنند و گسترده شوند و یا این که در همان حد اولیه خود باقی بمانند و به اصطلاح در جا بزنند: تقریباً همه چیز در کنترل شماست هر چند در ظاهر کاربران و مشتریان بالقوه بازیگران اصلی این عرصه هستند. فقط به یاد داشته باشید که هدف بازاریابی محتوا و بازاریابی شبکه های اجتماعی (به عنوان همکار و مکمل آن) اطلاع رسانی به مشتریان بالقوه و سرگرم ساختن آنهاست؛ آن هم به گونه ای که در نهایت، اعتماد و وفاداری کاربر به برند شما تثبیت گردد. وقتی که آنها قصد خرید داشته باشند، از کسانی خرید می کنند که بشناسند و به آنها اعتماد داشته باشند؛ یعنی شما. اعتمادسازی را فراموش نکنید. اکنون بر خلاف چند سال پیش، دیگر «محتوا» پادشاه وب نیست، بلکه این «اعتماد» است که پادشاهی می کند. محتوا فقط راه و شیوه ای است برای اعتمادسازی.

خواندن 178 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 25 مهر 1395 ساعت 06:35

نظر دادن

لطفا نظر خود را وارد کنید

نشانی ما

گروه نت برندینگ ، پیشرو در ارائه خدمات آکادمیک طراحی وب، برندینگ اینترنتی، توسعه کسب و کار و برنامه نویسی موبایل

آدرس : اصفهان، خیابان 22بهمن، بعد از مخابرات، مجتمع اداری الماس، طبقه2 ، واحد6

 +98-31-32402770

 +98-9131013307

عضویت در خبرنامه

برای دریافت آخرین اخبار در خبرنامه ما عضو شوید .